مختصری در مورد آغاز راه شیخ مرتضی طالقانی

جرقه آسمانی

 

مرتضی در کوه و صحرا مشغول سیر آفاق بود که جرقه سیر أنفس نیز به عنایت قدسی نصیبش گردید ؛ بدین گونه که روزی هنگام چوپانی آوای ملکوتی قاری قرآنی ، دل و جانش مخاطب ساخت و هر آنچه در مکنون ذات پاکش بود ، به ظهور و حضور رساند . برخی نزدیکان شیخ عارف گفته اند که این ندای نورانی قرآن کریم از سروشی مبارک بود که به گوش جانش رسید . در دم متحول گردید و سیری دیگر در مسیری خدایی آغاز کرد و در سویدای جان با خدایش مناجات نمود که : « خداوندا ! کتاب خویش از برای هدایت ما فرو فرستادی و من عهد می بندم که تا زنده ام از تعالیم مقدّست جدا نگردم . » و چنین بود که او شورید و راهی دیار دوست گردید .

آری هرکس را دمی از نفحات قُدس نصیب است و باید هوشیار باشد که دل در معرض آن بگذارد و بلکه جان خویش را از ظلمات برهاند . عارفی گفت : « سالهاست به دنبال آن دم بیداری ام ، سرگردان هر کوی و شهرم و دل در گرو هر صاحب دلی دارم تا مگر نجات یابم . »

/ 0 نظر / 12 بازدید